ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )
55
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )
روانه كرد . ابو كاليجار از راه رسيد . وزير بسبب كثرت سپاهيان طرف ، سستى نشان داد . وقتى به او رسيدند كه وى در خواب بود ، و افراد سپاهش در شهر پراكنده و سرگرم خريد ما يحتاج خويش بودند . او در امور جنگى و رزمى جاهل بود . همين كه پرچمهاى لشكريان ابى كاليجار را بديدند ، وزير به خود آمد و بنا را بمرتب داشتن سپاهيان نهاد و او را ترس فرا گرفته بود . و در آن حال اضطرابى كه داشتند ابى كاليجار به آنها حملهور شد ، شكست خورده منهزم شدند و ابو كاليجار و سپاهش اموال و دواب و آنچه كه آنها داشتند به غنيمت گرفتند ، و چون خبر هزيمت به عم او ابو الفوارس رسيد بكرمان رفت و ابو كاليجار فارس را تصرف نمود وارد شيراز شد . بازگشت ابى الفوارس به فارس و بيرون راندن او از آنجا چون ابو كاليجار ملك فارس بگرفت و بشيراز وارد شد . با ديلميان شيراز كه جزء سپاهيانش بودند جريانى پيش آمد كه آنها را از اطاعت وى بيرون گذاشت و آرزو كردند كه ايكاش ( در جنگ ) با عمويش كشته شده بودند . گروهى از ديلميان در شهر فسا و در طاعت ابو الفوارس ميزيستند و ميخواستند اصلاح حال خويش با ابا كاليجار كنند و به او به پيوندند . ديلميانى كه در شيراز بودند به آنها پيام فرستادند و آنان را آگاه كردند كه چه اذيت و آزارى را متحمل ميشوند و به آنها دستور دادند كه در اطاعت ابى الفوارس پايدار بمانند و آنان نيز چنان كردند . در آن اثناء سپاهيان ابى كاليجار ، از او طلب مال كردند ، و دست بخرابكارى زدند . ديلميان شيرازى هم كه كينه بدل داشتند ، كينهء خويش را آشكارا نمودند . ابو كاليجار نتوانست در شيراز با آنها بسر برد و از آنجا به نوبندجان ( نوبندگان ) رفت . و در راه دچار سختى شد و و از آنجا هم بسبب شدت گرما و بدى هواى آن ناحيه و بيمارى همراهانش به « شعب بوان » نقل مكان كرد . همين كه ابو كاليجار از شيراز عزيمت كرد ديلميان شيرازى به عم او ابو الفوارس نامه نوشته و او را ترغيب به عزيمت بصوب خود ( شيراز ) نمودند . و او را آگاه